تبليغاتX
یاس

یاس

جاده آرزوهایم را برف سنگین محال پوشانده است
تصمیم بیهوده
 

کاش اندازه سر سوزن ارزششو داشتی

که به خاطر تو قیده همه رو زدم.

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 23:42
سکوت
 

پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر ...

اینجا سکوت گوش تو را کر میکند.

|+|
نوشته شده توسط شیفته در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 و ساعت 21:34
جهنم

خدايااااااا!

در انجماد نگاه هاي سرد اين مردم

دلم براي "جهنمت" تنگ شده....!

|+|
نوشته شده توسط شیفته در چهارشنبه سی ام آذر 1390 و ساعت 15:50
زهرا ی من
 

 

دست در دست تو

تمام خیالاتم را پیاده روی میکنم.

 

پ.ن:  زهرای عزیزم مطمئن باش همیشه به یادتم.

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در جمعه ششم آبان 1390 و ساعت 23:17
شب سرد 24 سالگی
 

 

شب سرد بیست و چهار  سالگی ام

 خالی از هر گونه تبریک سرد یخ زده.

 تشویش

 هیاهوی تو خالی

 خالی از آدم،خالی از خودم

اتاقی خلوت و

 آینه ای پر از کرده های نباید

 شب سرد بیست و چهار  سالگی .

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در یکشنبه هفدهم مهر 1390 و ساعت 12:58
بزرگی غم من
 

می کنم,تنها,از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها.


فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.


نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر,سحر نزدیک است.
هر دم این بانگ بر آرم از دل:
وای,این شب چقدر تاریک است!


خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟


مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل
غم من,لیک,غمی غمناک است.

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 و ساعت 13:19
مادر
 

 

مادرم قربون موهای سفیدت
مادرم فدای اسم نازنینت
تو نباشی مادرم دنیا چه پوچه
جای موندن نداره لحظه کوچه

مثل خورشیدی به آسمون عمرم
که اگه غروب کنی منم میمیرم
تو فقط اشاره کن ببین واسه تو
حاضرم مرگو تو بغل بگیرم

مهربون تر از تو هیچکسی نبوده
شعله وجود من بی تو یه دوده
قیمت بودنمو عمرت گذاشتی
کی بجز تو لالایی هامو سروده

مادرم مرهم دردم الهی دورت بگردم
تو فقط شریک اشک و بغض و اخم و رنج خنده‌ام
سایه ات از سرم نشه کم به خدا بی تو میمیرم
واسه من تویی پر و بال ، بمونی هزار هزار سال


مادرم قربون دستای عزیزت
مادرم فدای اسم نازنینت
تو نباشی مادرم دنیا چه پوچه
جای موندن نداره لحظه کوچه

مثل خورشیدی به آسمون عمرم
که اگه غروب کنی منم میمیرم
تو فقط اشاره کن ببین واسه تو
حاضرم مرگو توی بغل بگیرم

مهربون تر از تو هیچکسی نبوده
شعله وجود من بی تو یه دوده
قیمت بودنمو عمرت گذاشتی
کی بجز تو لالایی هامو سروده

 

ایضاً: آزاده جونم رفتن مادر بزرگ عزیزت رو تسلیت میگم دلم نیومدم باهات تماس بگیرم و صدای ناراحتتو بشنوم.

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 و ساعت 8:50
دیوار بی در
 

 

توی این خونه پوسیدم خدایااااا

مگه دیوار اینجا در نداره

چقدر باید تحمل کرد بی عشق

مگه دنیا در و پیکر نداره

چشام کم سو شد از بس گریه کردم

نمیدونم کی از این خونه میرم

دارم میپوسمو چشم انتظارم

دارم میمیرم و از رو نمیرم

ای سر به راه تر

ای سر به زیر تر

ای گوشه گیر تر

هر لحظه خسته تر

هر لحظه تلخ تر

هر لحظه پیر تر

دنیای من تو ای

دنیا ولی میگن زندون مومنه

اخه چه جوری از خیر تو بگذرم این غیر ممکنه.

درست از اولین باری که رفتی

درست از اولین باری که مردم

درست از آخرین برگی که باختی

درست از آخرین دستی که بردم

درست از روز اول رفته بودی

همون روزی که من از دست رفتم

عزیزم عشق تو بن بست من بود

منم تا اخر بن بست رفتم

ای سر به راه تر

ای سر به زیر تر

ای گوشه گیر تر

هر لحظه خسته تر

هر لحظه تلخ تر

هر لحظه پیر تر

دنیای من تو ای

دنیا ولی میگن زندون مومنه

اخه چه جوری از خیر تو بگذرم این غیر ممکنه.

 

ایضاً: شاید برای همیشه از این خونه برم

ایضاً: این ترانه رو با صدای جادوای خواننده محبوبم محسن چاووشی گوش بدین.

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در شنبه هشتم مرداد 1390 و ساعت 13:26
 

 

در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست
و هیچ خیابانی …
بن بست ها امافقط زنها را می شناسد انگار…
در سرزمین من
سهم زنها از رودخانه هاتنها پل هایی است
که پشت سر آدمها خراب شده اند…
اینجانام هیچ بیمارستانی
مریم نیست تخت های زایشگاهها اماپر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح را آبستن نیستند …
من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد …!!!
نمی دانم چرا شعار از
لیاقتم ،صداقتم ،نجابتم و … می دهی
تویی که می دانم اگر بدانی ب ک ا… به تاراج رفته ،انگ هرزه بودن می زنی و می روی
اما بگرد ،پیدا خواهی کرد
این روز ها صداقت و ،لیاقت و ،نجابتی که تو می خواهی زیاد میدوزند!!
امروز پول ت.ن ف.ر.و… را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند …برای نامزدی دخترش !
و در خود گریستم …برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ،تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد …و بی شرمانه می خندید از این پیروزی …!!!! روی حرفم، دردم با شماست اگر زنی را نمی خواهید دیگریا برایش قصد تهیه زاپاس را داریدبه او مردانه بگو داستان از چه قرار است
آستانه ی درد او بلند است ….یا می ماندیا می رود!هر دو درد دارد!اینجا زمین است حوا بودن تاوان سنگینی دارد…

 

ایضاً: عزیزم تولدت مبارک

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در چهارشنبه پنجم مرداد 1390 و ساعت 10:36
خواستگار خواهرمان
 

دلمان کمی تا قسمتی ابری در بعضی از نقاط همراه با وزش طوفان بد جور گرفته است

 دلمان یک فکر باز می خواهد که حرفهایمان را بفهمد نه برای خود فقط حرف مفت بزند و ناراحتمان کند.

 

 

ایضاً: کاش ان یک نفر درک کند چه می خواهیم.

 

 

|+|
نوشته شده توسط شیفته در یکشنبه نوزدهم تیر 1390 و ساعت 16:57