آینه
آینه گفت:
چرا دیر کرد؟
نکند دل دیگری را اسیرکرد؟!
گفتم: او فقط اسیر من است!!!
امروزهوا سرداست،شاید موعد قرار تغییرکرده است؟!؟
خندید به سادگی ام آینه و گفت:
احساس پاک تو را زنجیر کرده؟1؟
گفتم:از عشق من چنین سخن مگو ...
گفت: خوابی! سالهاست دیر کرده!!!
درآینه به خود نگاه می کنم ...
آه ... عشق او عجب مرا پیر کرده!!!
راست گفت آینه ،
منتظر نباش ...
او برای همیشه دیر کرده!!!
ღღღღღღღ
بعد از اين بابی کسی خو می کنم
طالعم شوم است باور می کنم .

